امروزه پيشنهاد سقراط كه در قر ن پنجم قبل از ميلاد كه در آن متني بر خودشناسي ارايه شد به قوت خود پا برجاست.
اهداف احساسات و محدوديت هاي خويش را بشناسيد و با آرامش با آنها برخورد نماييد. خواه از طريق مطالعه , خواه از طريق انديشيدن و تفكر, سعي منيد بعضي راه هاي كه باعث شناخت شما از خودتان و اينكه چه چيزهايي شما را خوشحال ميكند پيدا كنيد.
چنانچه به اين توصيه عمل كنيد , بهتر قادر به كنترل زندگي و مشكلات پيش روي خود خواهيد بود.
2) به خودتان ارزش بدهيد و به خود اعتماد داشته باشيد.
ممكن است سخت به نظر برسد اما سعي كيند رفتارتان گوياي اين باشد كه از خودتان مواظبت ميكنيد.
حتي اگر هميشه احساس عدم اطمينان ميكنيد , برخورد و رفتار مثبت را به دنياي اطراف هديه دهيد. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست.
بنابراين خود ارزشي و خود اعتمادي را به نمايش بگذاريد تا احترام را براي شما به ارمغان آورد.
3) بيش از حد توانتان كار نكنيد
همه ما با سخت كوشي , خواهان تامين امنيت و رفاه خانواده مان هستيم. اما مهم اين است كه تعدل را در زندگي حفظ كنيم.
معمولا آن چه از نظر مالي دنبال ميكنيم با آن چه كه تحقق مييابد يكسان نيست. اگر براي شما تامين معاش مهمتر از صرف وقت با عزيزان يا لذت بردن از زندگي است, بهتر است در تعيين اولويت ها بازنگري است, بهتر است در تعيين اولويت ها بازنگري كنيد. سعي كنيد برقراري تعادل را از كسي كه بين زندگي شغلي و خانوادگي اش اين توازن را ايجاد كرده بياموزيد يا اينكه با خانواده يا دوستانتان راج به تاثيرات شغلي تان بر روي آن ها صحبت كنيد.
4) از افراد منفي دوري كنيد
از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتي , عصبانيت يا نا امني ميكند اجتناب كنيد. ممكن است سخت به نظر آيد اما ارتباط خويش را باكساني مه براي شما افسردگي به اركغان ميآورند به حداقل برسانيد, كساني كه اكثرا محبتهاي دريافتيرا بدون پاسخ ميگذارند و يا كساني كه دائما از شما انتقاد ميكنند.
صداقت سخنان چنين افرادي را مورد ارزيابي قرار دهيد تا ببينيد كه ميزان حقايق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطي مثبت و خوش بينانه است. اگر كساني شما را تحت فشار رواني قرار ميدهند صريحا از آنها بخواهيد شما را رها نمايند.
5) مثبت فكر كنيد
سعي كنيد از حداكثر توانايي هايتان استفاده كنيد و به قدرت خويش اتكا كنيد. علايق شخصي تان را با مطالعه و گذراندن كلاسها توسعه دهيد.
علايق جديد را امتحان كنيد و شكست هايتان را به كار گيريد. همه ما بخشي از اوقاتمان را از دست داده ايم اما افراد موفق از شكست هايشان درس آموخته اند و مغلوب شكست شان نشده اند.
اگر شما توانايي هايتان را به خوبي توسعه دهيد و نقش مثبتي داشته باشيد واقعا قادر به تغيير موقعيت هاي منفي به موقعيت هاي مثبت خواهيد بود.
6) ورزش ورزش ورزش
يك رژيم غذايي مناسب و قدري فعاليت بدني روزانه , اعم از اينكه پياده روي آرام باشد يا كار بيرون, فشار و اضطراب را تخفيف ميدهد و روحيه را شاداب نگه ميدارد.
ورزش و تمرينات بدني, افراد را از احساس برتري طلبي رهايي و توانايي هاي سركوب شده ذهن را ترقي ميدهد. همين امر منجر به جلوگيري از افسردگي ميشود. براي اشخاص متفاوت ورزشهاي مناسب آنها وجود دارد
تمرينات كششي و يوگا براي تخفيف فشار بسيار مناسبند. بعضي تمرينات ني تواند به رفع عصبانيت كمك كنند. البته ورزش بيرون از منزل فوايد مضاعفي دارد, نور آفتاب در بهبود روحيه و تخفيف افسردگي كمك موثري محسوب ميشود.
7 ) بخشي از اوقاتتان را تنها بگذاريد.
لذت از جمع دوستان و تنهايي دو بخش از زندگي اند كه براي تقويت روحيه بسيار مهم اند. براي معنا بخشيدن و ايجاد شور در زندگي به ديگران كاملا مشروط به وجود ديگران باشد. علاوه بر گذراندن ?? دقيقه در حمام , گوش دادن به موسيقي يا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبيعت , زماني براي لذت بردن از تنهايي خويش صرف كنيد.
چنانچه اين امر را سخت يافتيد ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوري كنيد.
8) به ديگران كمك كنيد و اجازه دهيد ديگران به شما كمك كنند.
وقتي مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر ميرسد نشان دهيد كه كمك ديگران ميتواند اضطراب و دلواپسي شما را بر طرف كند, بنابر اين مشكلاتتان را كاملا در منظر ديگران قرار دهيد. كمك بلا عوض در مسائل اجتماعي يا كمك به دوستان نيز ميتواند به سود شما تمام شود.
اگر در مقابل كمكي كخ دريافت كرده ايد به همان ميزان به ديگران مساعدت نماييد دامنه مناسبي از دوستان و اقوامي را بسط داده ايد كه شريك اوقات خوش شمايند و مدد كاران زمان تنگي و سختي تان.
9) ارتباط و مراودات
با روشي روشن و در عين حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بيان كنيد و با دقت كامل به جواب آن ها گوش فرا دهيد. هرگز خود را تحت فشاري كه ناشي از عدم بيان احساساتتان است قرار ندهيد. چرا كه اين فشار , انفجار ناگهاني در پي خواهد داشت و ديگران بدون كوشش و تلاشي شمارا خواهند شناخت.
عصبانيتي را كه باعث پريشاني و دانستن نقاط ضعف شما ميشود كنترل كنيد. هرگز اجازه ندهيد ديگران ذهن شما را بخوانند.
10) موقع احتياج , كمك بطلبيد
افرادي را پيدا كنيد كه هنگام مشكلات بتوانند با آنها مشورت كنيد .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشكلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه مينمايد و احساس عدم آرامش ميكنيد , با مشاوريني صحبت كنيد
كه خواهان كمك و ياري به شمايند. اگر احساس عدم امنيت , نگراني يا ناراحتي و پريشاني ميكنيد فورا از يك مشاور متخصص كمك بطلبيد
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ... بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد....در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند ... در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... .اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها یاد کرده با لفظ "حسابی عزیز"...
۳۰۰۰۰۰۰ دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه ی منابع مذکور در متن میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود!
| |
|
|
|
| |
| انگیزه، حالات درونی فرد است كه موجب تداوم رفتارش تا رسیدن به هدف میشود. انگیزه ارتباط مستقیم و مثبت با پیشرفت تحصیلی دارد. | |
|
انگیزه، حالات درونی فرد است كه موجب تداوم رفتارش تا رسیدن به هدف میشود. انگیزه ارتباط مستقیم و مثبت با پیشرفت تحصیلی دارد. به همین علت علاوه بر آنكه انگیزه وسیلهای برای پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته میشود، گاهی از آن به عنوان هدف نیز نام برده میشود، زیرا با افزایش انگیزه، پیشرفت تحصیلی نیز پدید میآید. از آنجا كه هوش و استعداد تحصیلی بهعنوان دو عامل اساسی در پیشرفت تحصیلی، كمتر تحت تأثیر معلم یا مربی واقع میشود، سعی بر آن است كه با افزایش انگیزه دانشآموزان حداكثر بهرهوری از هوش صورت گیرد. زیرا در حالت مساوی برابری هوش و استعداد تحصیلی افراد، مشاهده شده است كه پیشرفت تحصیلی افراد با انگیزه چشمگیرتر بوده است. با وجود آنكه معلمان در تغییر هوش و استعداد تحصیلی نقش چندانی ندارند، ولی میتوانند در بالا بردن انگیزه دانشآموزان مفید واقع شوند. انگیزه به دو نوع درونی و بیرونی قابل تقسیم است. از انگیزه بیرونی میتوان به تقویتكنندههایی چون پول، تائید، محبت، احترام، نمره و از تقویتكنندههای درونی میتوان به رضایت خاطر و احساس خوب از یادگیری اشاره كرد. آنچه كه بیشتر موجب رفتار خودجوش میشود، انگیزه درونی است. هدف عمده فعالیتهای پرورشی معلم یا مربی این است كه دانشآموز به تدریج از انگیزههای بیرونی به سمت انگیزههای درونی هدایت شود. تفاوت اساسی افراد دارای انگیزه درونی با افراد دارای انگیزه بیرونی این است كه افراد با انگیزه درونی احساس كفایت بیشتری در خود دارند و كمتر به دیگران اجازه میدهند كه محرك رفتارشان شوند. این گروه از دانشآموزان، خود تعیین كننده رفتارها هستند و به خاطر كفایتی كه در خود احساس میكنند، باور دارند كه میتوانند با رفتارشان بر محیط خود تأثیر بگذارند. این گروه از دانش آموزان با انگیزه درونگرا، تصورشان این است كه موفقیت و عدم موفقیت در تحصیل به خاطر نحوه رفتار صحیح یا غلط خودشان است. اما برخلاف آنها، دانشآموزان باانگیزه برونگرا، احساس بیكفایتی یا كفایت كم داشته و همواره تصور میكنند كه موفقیت آنها تحت تأثیر عوامل محیطی نظیر: معلم و سوالات سخت است. این گروه از دانشآموزان حتی اگر درس بخوانند، باز هم موفقیت چندانی نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگیزههای بیرونی، همچون فرار از تنبیه یا كسب خواست معلم است. اینان در صورت كسب موفقیت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت میدهند و نه به تلاش و استعداد خود. این دانشآموزان حتی اگر نیمنگاهی به موفقیت داشته باشند، آنقدر آن را صعبالوصول میدانند كه دست به عمل نمیزنند، در نتیجه هرگز طعم موفقیت را نخواهند چشید. در حقیقت گام اول در برخورد با این افراد چشاندن طعم موفقیت به آنها و درهم شكستن تصور منفی آنها در مورد دستیابی به موفقیت است. در این صورت است كه «موفقیت»، «موفقیت» میآورد. از آنجایی كه انسان آمادگی دارد تا فعالیتها و تصوراتش را تعمیم دهد، موفقیت در یك درس منجر به موفقیت در دروس دیگر میشود و این موضوع در مورد دروس اصلی هر رشته مهمتر است. درواقع، ضعف درسی در این دروس منجر به بیعلاقگی به تحصیل و گاهی حتی ترك تحصیل میشود و البته عكس آن هم صادق است. به همین علت به معلمان دروس اصلی هر رشته توصیه میشود، شرایط آموزشی و امتحانی را مطلوب نمایند و با ارزشیابیهای مناسب فضای كلاس را لذتبخش كنند. به طوركلی بهمنظور افزایش انگیزه دانشآموزان و سوق دادن آنها به سمت درونی شدن انگیزهها راهكارهای زیر توصیه میشود: 1 - سعی كنیم اولویت تجربههای دانشآموزان برای آنها جالب باشد، احساس موفقیت اولیه اعتماد به نفس آنها را افزایش میدهد. این موضوع در مسابقات ورزشی نیز مشهود است. 2 - برای موفقیت دانشآموزان پاداش در نظر بگیریم. منتظر نباشیم تا افت تحصیلی اتفاق افتد و سپس موفقیت را تحسین كنیم. 3 - با احترام گذاشتن به تفاوتهای فردی دانشآموزان، هرگز آنها را با یكدیگر مقایسه نكنیم. 4 - دانشآموزان را در كلاس كمتر درگیر مسائل عاطفی منفی نمائیم و نسبت به حساسیتهای عاطفی آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشیم. سختگیری و انضباط شدید، تبعیض، بیان قضاوتهای منفی و خبرهای ناخوشایند از جمله عواملی است كه موجب درگیری ذهنی و كاهش علاقه به یادگیری میشود. 5 - بلافاصله پس از آزمون یا پرسش كلاسی، دانشآموزان را از نتیجه كار آگاه كنید. 6 - برای اینكه دانشآموز بداند، در طول تدریس بهدنبال آموختن به چیزی باشد، بیان اهداف آموزشی مورد انتظار از او را در ابتدای درس فراموش نكنیم. 7 - چگونگی یادگیری و نحوه انجام كار برای دانشآموز مشخص شود. 8 - بهمنظور افزایش حس كفایت در دانشآموز از او بخواهیم مطالب یاد گرفته شده را به دوستان یا كلاس آموزش دهد. 9 - در مورد مشكلات درسی دانشآموز و ریشهیابی آن، با او تبادل نظر و گفتوگو كنیم. 10 - تشویق كلامی در كلاس، به صورت انفرادی بسیار حائز اهمیت است. 11 - مطالب درسی را به ترتیب از ساده به دشوار مطرح كنیم. 12 - از بروز رقابت ناسالم در بین دانشآموزان پیشگیری شود. 13 - در فرآیند آموزش متكلم وحده نباشیم و یادگیرندگان را در یادگیری مشاركت دهیم. 14 - علاقه به دانشآموزان و تعلق خاطر و اهمیت دادن به یكایك آنها، سطح انگیزهها را افزایش میدهد. 15 - آموزش را با «تهدید» پیش نبریم. 16 - برای دانشآموزان با انگیزه، خوراك علمی كافی داشته باشیم. 17 - با محول كردن مسئولیت به دانشآموزان كم توجه، آنان را به رفتارهای مثبت هدایت و علل كمتوجهی در آنها را بررسی كنید. 18 - شیوههای تدریس را از سنتی به شیوههای روز تغییر داده و با استفاده از تكنولوژی آموزشی، حواس پنجگانه دانشآموزان را به كار گیریم. 19 - میان درس كلاس و مسائل زندگی كه به وسیله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنیم. 20 - تدریس را با طرح مطالب و پرسشهای جالب توجه آغاز كرده و با تحریك حس كنجكاوی، دانشآموزان را برانگیختهتر سازیم. 21 - به وضعیت جسمانی دانشآموزان توجه كرده و علل جسمی بیتوجهی و كاهش انگیزه آنان را بیابیم. 22 - محیط كلاس را با طراحی زیبا و مناسب، جذاب سازیم تا مانع بروز كسالت روحی شویم. 23 - با فرهنگ و تاریخچه زندگی افراد مدرسه یا محلهای كه در آن تدریس میكنیم، آشنا شده و در طول تدریس از مثالهای آشنا استفاده كنیم. 24 - به منظور اطلاع از نتیجه فعالیت درسی دانشآموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكالیف آنان را بلافاصله در جلسه بعدی ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبههای مثبت را تشویق كنید. 25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنیم. 26 - زمان یادگیری باید در حد توان دانشآموز باشد. برای تجدید قوا و انگیزه در میان كلاس از وقت تفریح و استراحت غافل نشویم. 27 - دانشآموز را از میزان پیشرفت خود آگاه سازیم تا بداند برای رسیدن به هدف چه گامهای دیگری بردارد. 28 - به لحاظ اخلاقی و ایجاد انگیزه، همیشه خوشاخلاق و خوشرو باشیم. 29 - به منظور افزایش حس كفایت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانشآموزان استفاده كنیم. 30 - مطمئن باشیم كه توجه دانشآموزان برای شروع تدریس آماده است. 31 - تمام مطالب دشوار را یكجا و در یك جلسه آموزش ندهیم. 32 - به خاطر داشته باشیم، توجه افراطی به دانشآموزان (قوی یا ضعیف) موجب متشنج شدن فضای كلاس میشود. 33 - دانشآموزان را به گروههای «خوب»، «بد» و «ضعیف» تقسیمبندی نكنیم. 34 - از ورود به موضوعات حاشیهای كه منجر به انحراف توجه كلاس میشود، بپرهیزیم. 35 - با ایجاد جلسات بحث و تحلیل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهیم. 36 - هرگز دانشآموزان را مجبور به انجام فعالیتهای تحقیركننده نظیر «جریمه» نكنیم. 37 - به افراد درونگرا، كمرو، مضطرب كه تمایلی به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقویت رفتارهای مثبت، آنها را به مشاركت در بحثهای كلاسی و كارهای گروهی تشویق كنیم. 38 - در روشهای تدریس، كنفرانس و سمینار را مد نظر قرار دهیم. 39 - تأكید بر نمره، اضطراب دانشآموزان را افزایش میدهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس میشود. این دانشآموزان با وجود تلاش زیاد از نمرات پایینی برخوردارند و به تدریج رابطه میان تلاش و نتیجه را نادیده میگیرند كه در نهایت منجر به از دست رفتن انگیزه خواهد شد. 40 - گاهی از تجربههای دوران تحصیل و شكستها و موفقیتهای خود برای دانشآموزان صحبت كنید. | |
توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.
1- مهربان و صمیمی باشید:
برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.
2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:
به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.
نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.
حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.
3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:
افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.
اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.
4- وارد دنیای آن ها شوید:
با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.
در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش نسبت به شما منفی شود.
همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کار های چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید
هنگامی که حکم اخراج بی دلیلش را از رییس دریافت کرد، یک نفس عمیق کشید و محترمانه به او گفت:"شاید قدرت و مقام شما از من بیشتر باشد اما من خدایی دارم که قدرتش بی نهایت است، میدانم تا او نخواهد من اخراج نمی شوم و شماهم هیچ نمی توانید بکنید" و ضمن ادای احترام از اتاق رییس خارج شد. با خیالی آسوده به خانه رفت و آن شب را در میان خانواده جشن گرفت و به سرور پرداخت. او همیشه درچشمانش سخنان بی شماری با خدا داشت و رفتارش با دیگران نمونه ای از عبادت بدون شرط بود. درمواقع گرفتاری خونسرد و آرام بود و از ناامیدی پرهیز می کرد، به مسایل نگاه مثبت داشت و از موج منفی دیگران رویایی سبز و زیبا می ساخت.
فردای آن روز بی تفاوت به اتفاقی که افتاده است به محل کارش رفت. به پشتوانه احساسی که در ذهنش به وجودآمده بود و یقین به حل مشکلش، امیدش دوچندان شده بود. وارد دفتر کارش شد و آرام آرام به سوی اتاق رییس گام برداشت، در ذهن دغدغه مشکلش را احساس نمی کرد و منتظر یک اتفاق یا پیشنهاد جدید بود. بعد از احوالپرسی، از منشی رییس اجازه ورود خواست اما موفق به ورود نشد...
هنگامی که انسان در مسیر زندگی با مشکلاتی مواجه می شود قطعا به دنبال فردی، وسیله ای یا قدرتی می گردد تا به کمک او مشکل خود را حل کند. آدم ها معمولا اگر از حضور فردی توانمند و با نفوذ در زندگی خود برخوردار باشند که بتوانند مشکلات خود را به راحتی توسط او حل و فصل نمایند، جسارت، آرامش و امنیت خاطر پیدا می کنند و درهنگام رویارویی با مشکلات فورا به یاد او می افتند و از او طلب یاری می کنند و یا پشتوانه وی به نورد مشکلات می روند. آن ها همیشه آن فرد بانفوذ را به یاد دارند و مورد ستایش و تقدیر خود قرار می دهند. فرد توانمند را برگ سبز مشکلات می دانند و سعی می کنند با ادای احترام و انجام اعمال و رفتاری که مورد پسند وی باشد او را برای خود حفظ نمایند تا از موقعیت و امتیازاتش بهره مند گردند.
در این هنگام فرد از رویارویی با مشکلات احساس ناتوانی و ترس و دلهره ندارد و به فکر نذر و دعا و راز و نیاز برای رفع مشکل خود نمی افتد. او با خیال آسوده تنها چشم امید به حامی توانمند و بانفوذ خود دارد و با ستایش و تمنا از او سعی بر رفع مشکل می کند.
شاید در نظر برخی افراد این موضوع ایده آل باشد و همیشه حسرت داشتن چنین موقعیتی را در دل کشیده باشند. آن ها از اینکه بتوان مشکلات را به کمک دیگری به راحتی و بدون دردسر حل نمود اظهار خرسندی می کنند و در زمان مواجهه با مشکلات به دنبال فرد یا موقعیتی می گردند که به این شکل مشکل خود را حل کنند. آن ها مدت ها به دنبال چنین شخص و موقعیتی می گردند اما کم تر کسی از این افراد توانمندترین و بانفوذترین حلال مشکلات را به یاد می آورد و به امید او وارد مشکلات می گردد.
به ادامه داستان بالا بر می گردیم، بعد از احوالپرسی، از منشی رییس اجازه ورود خواست اما موفق به ورود نشد زیرا رییسی وجود نداشت که او بخواهد وارد اتاقش شود، منشی به او گفت که اول صبح امروز طی حکمی از مقامات بالا رییس اداره به منطقه دیگری انتقال یافت و به این ترتیب حکم اخراج او هم لغو گردید و می تواند در صورت تمایل به کار خود ادامه دهد.
بله، ما آدم ها همیشه در آرزوی داشتن قدرت، موقعیت یا شخص بانفوذ و فوق العاده ای هستیم که بتوانیم توسط آن بر مشکلات فائق آییم اما هیچ گاه به این نتیجه نمی رسیم که خداوند بزرگ و توانا، پدر دلسوز و مهربان ماست که با قدرت بی کران خود می تواند همه مشکلات ما را در یک لحظه ناپدید کند، ما فراموش می کنیم که او عاشق یاری رساندن به ما است و تنها کسی است که تمام و کمال از مشکل ما و راه حل آن باخبر است، فراموش می کنیم که مشکل ما تنها با خواست و اراده او حل شدنی است و اگر او بخواهد یا نخواهد هیچ قدرتی توان مقابله یا تغییر نظر او را ندارد.
جالب است! ما انسان ها که همیشه به دنبال فرد توانمند و بانفوذی می گردیم تا حامی و حلال مشکلات ما باشد و سعی می کنیم تا با ادای احترام و انجام اعمال مورد پسند وی، او را برای خود حفظ کنیم چرا خدا و قدرت بی کران او را از یاد می بریم و هیچ گاه به داشتن او افتخار نمی کنیم و با انجام اعمال و رفتار مورد پسند و ی سعی نمی کنیم تا تنها او که عاشق واقعی ما است را برای خود حفظ کنیم. چرا ما تنها زمانی از خداوند طلب یاری می کنیم که تمام درها بر روی ما بسته شده است و هیچ کسی نمانده است تا توان حل مشکل مارا داشته باشد؟ چرا در همان لحظه اول حضور پدر دلسوز، مهربان و قدرتمند خود را از یاد می بریم و به سراغ آفریده های او می رویم تا مشکل ما را حل نمایند؟ ما فراموش می کنیم که فرد مورد نظرمان خود آفریده خداوند است و تنها با خواست و اراده خدا توان حل مشکل ما را دارد. بنابراین به اشتباه به او متوسل می شویم و از او درخواست کمک می کنیم.
اما اگر ما به جای توسل و توکل به قدرت ناچیز دیگران به خداوند توانا عنایت کنیم تنها با حفظ یاد او در دل هایمان به خواسته هایش توجه کنیم همیشه مورد لطف و عنایت بدون منت و بدون قید و شرط او قرار خواهیم گرفت. قدرتی که بی کران است و هیچ چیز و هیچ کس توان مقابله با آن را ندارد. آن وقت است میتوانیم به جای این که بعد از بسته شدن تمام درها به درگاه خدا برویم و بگوییم که خدایا من یک مشکل بزرگ دارم، در همان ابتدای کار با خیالی آسوده و بدون نگرانی به مشکلات بگوییم که من یک خدای بزرگ دارم.
سبک زندگی ما نشاندهنده باورها، گرایشات، عادت ها، رفتارها و ارزش های ماست. یک سبک زندگی خاص می تواند ما را سرشار از لذت و شادی کند، سالم نگهمان دارد، و موفقیت بیشتری عایدمان کند. همچنین می تواند منجر به بیماری شود و ما را از انجام کارهایی که دوست داریم باز دارد.
خوشبختانه، این خود ما هستیم که می توانیم اعمال و رفتارهایی که خوشحال، سالم، و موفقمان می کند را انتخاب کنیم. این انتخاب ها هر روز پیش روی ماست.
اما این انتخاب مبارزه ای برای ما ایجاد می کند. کنار گذاشتن سبک زندگی که به آن عادت کرده اید کار ساده ای نیست، حتی اگر آن عادات منفی و ناسالم برایتان غیرقابل تحمل شده باشد. برای رشد یک چیزی باید درون شما بمیرد و آن چیزی نیست جز عادات قدیمی، تصویر قدیمی شما از خودتان، طرز تفکر سابقتان و زندگی قبلتان.
آدم ها می خواهند از نتایح و عواقب کارهای زشت خود دور بمانند نه از خود آن اعمال. خیلی ها دنبال تغییراتی هستند که آنقدر بزرگ است که واقعی شدن آن دور از ذهن است. خیلی ها هم سعی می کنند چندین عادت بد را یکجا ترک کنند که عملی نیست و عادات سابق خیلی زود برمی گردد.
مثلاً اگر سعی کنید که به طور مداوم هر روز یک عمل و رفتار جدید را شروع کنید، مطمئناً تغییر منطقی و واقعبینانه ای نیست. تغییرات کوچکتر را اگر مداوم دنبال کنید به تغییرات بزرگ ختم می شوند. با یک رفتار جدید شروع کنید که می تواند یک رفتار عادی شما در زندگی شود. بعد نتایج ملموس آن تغییر را بررسی کنید.
اگر سبک زندگیتان الان آن چیزی نیست که می خواهید، وقت بگذارید و عمیقاً درمورد سوالات زیر فکر کنید. بعد پاسخ های خود را در دفترچه ای بنویسید. اینکار به شما کمک میکند تصویری واضح از سبک زندگی ایدآل خودتان پیدا کنید. همچنین کمک میکند برای شروع سبک جدید زندگی خود طرح ریزی کنید.
سبک زندگی کنونی من چگونه است؟
باورهای من چطور این سبک زندگی را ایجاد کرده اند؟
سبک زندگی کنونی من چه مشکلاتی برایم در بر داشته است؟
اگر قرار است شیوه زندگی ایدآلی داشته باشم، چه تغییراتی باید در بخش های عمده زندگیم ایجاد شود؟
مثلاً به طور روزانه چه کارهای متفاوتی را باید انجام دهید؟ چه عاداتی را باید کنار بگذارید و چه عادات دیگری باید جایگزین آنها کنید؟ به تغییراتی که باید در عرصه های زیر دهید توجه کنید:
· روابط (خانوادگی و کاری)
· محیط خانه
· سلامتی و مراقبت از خود
· سطح انرژی
· آرامش
· هزینه ها
· استراحت
· خلق و خو
· شادی و رضایت
اگر سبک زندگی ایدآل خودم را داشته باشم، اکثر اوقات چه حس و حالی خواهم داشت؟
چه عادتهای فکری و رفتارهایی من را برای رسیدن به سبک زندگی دلخواهم محدود می کند؟
برای برداشتن این محدودیت ها به چه نیاز دارم؟
اولین چیزی که می خواهم در شیوه زندگی کنونیم تغییر دهم چیست؟
آیا می توانم به تغییرات رفتاری و فکری که در زندگیم ایجاد می کنم متعهد بمانم و اگر چنین است کی اولین تغییر را آغاز می کنم؟
وقتی عادات، افکار و رفتارهای جدید در خود ایجاد کردم، چه احساسی خواهم داشت؟
اولین تغییر مثبتی که امروز می توانم ایجاد کنم چیست؟
این تمرین ذهن شما را نسبت به امکانات و انتخاب های موجود برای تغییرات مثبت در زندگیتان باز می کند. وقتی تصویری مشخص از اهداف و تغییرات مورد نظرتان در ذهن خود ایجاد کردید، می توانید گام اول را بردارید و بک زندگی را شروع کنید که موفقیت بیشتری برایتان به ارمغان خواهد آورد.
این سوالات شما را به سوالات دیگری هم هدایت می کند که نیازمند پاسخگویی هستند. شاید لازم باشد که روند پیشرفت خودتان را به طور منظم بررسی کنید، در برنامه اولیه خود تغییراتی ایجاد کنید و عملکردهای خود را طبق آن تنظیم کنید.
سبک زندگی ایدآل خود را تجسم کنید. تغییرات لازم را تعیین کنید و یک برنامه واقعبینانه برای رسیدن به آن تجسم فکری طراحی کنید. بعد فوراً حداقل یک تغییر کوچک در فکر یا رفتارتان ایجاد کنید. این توصیه ها به شما کمک می کند از همین امروز به سمت سبک زندگی ایدآل خود حرکت کنید.
آیا کسی اذیتتان میکند؟ اگر می خواهید مودبانه او را از این کار بازدارید، این مقاله می تواند برایتان مفید باشد.
مراحل
· فکر کنید، "چه چیز این آدم من را اذیت می کند؟"
· فکر کنید دوست دارید به خودتان چطور بگویند که باعث اذیت و آزار کسی هستید.
· صبر کنید تا فردمورد نظر را تنها جایی پیدا کنید. به او بگویید که چه چیز درمورد او و چرا شما را اذیت می کند. این احتمال وجود دارد که خود فرد ندارد که موجب آزار رساندن به شما شده است.
· با آرامش وقتی رفتار آزاردهنده را نشان داد، به او متذکر شوید. اگر به این کار خود همچنان ادامه داد، یا الف) فراموش کار است، یا ب) با شما دشمنی دارد، یا ج) واقعاً سعی دارد رفتارش را اصلاح کند اما راه درست آن را نمی داند. باید با آن فرد همانطور که هست رفتار کنید. با دو مورد اول نمی توان به راحتی رفتار کرد چون دیگر کاری نمی توانید بکنید. شما نمی توانید کسی که عمداً بدجنسی می کند یا حافظه درستی ندارد تغییر دهید. اما اگر فرد مورد نظر شدیداً سعی در اصلاح رفتار خود دارد، یادتان باشد که باید صبور باشید. بحث و شکایت درمورد اشتباهات این فرد نه تنها کمکی به رفع آن نمی کند، بلکه باعث آزار او هم می شود.
· مهمترین چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که هیچیک از ما کامل نیستیم و رفتار مودبانه و محترمانه با دوستانمان باید برایمان در اولویت باشد. پس با دیگران همانطور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.
نکات
· با طرف مقابل با مهربانی رفتار کنید. هرچه مودب تر و منطقی تر باشید، بیشتر جدی حسابتان می کنند.
· اگر اذیت و آزارش خیلی شدید نیست، می توانید غیرمستقیم (مثلاً با آه کشیدن، نگران نشان دادن خود و ...) به او بفهمانید که از آن رفتارش خوشتان نمی آید. البته این بسته به آن است که متوجه منظور شما بشود.
· وقتی اذیتتان می کند، خیلی به او توجه نشان ندهید.
هشدارها
· درمورد این موضوع در حضور دیگران با او حرف نزنید چون رفتاری تحقیرآمیز است. همچنین باعث می شود از دستتان عصبانی شود و به حرفتان گوش ندهد.
دستور العمل:
در جای خالی هر یک از جملات مقیاس زیر ابتدا اسم کسی را که دوست دارید یا شیفته او هستید بنویسید . بعد مشخص کنید که تا چه اندازه با هر یک از جملات موافق هستید . برای این کار از مقیاس 9 درجه ای که در آن عدد 1به معنای اصلا. عدد 5به معنای به طور متوسط. 9به معنای به طور کامل استفاده کنید . از بقیه اعداد بین 1و 9 بر اساس سطح موافقت خود با جملات کمک بگیرید .
1 . به شدت در فکر راحتی .......... هستم .
2. با .........روابط بسیار گرمی دارم .
3 . در مواقع دشوار میتوانم روی ......... حساب کنم .
4 . ........... میتواند در مواقع دشوار روی من حساب کند .
5. آماده ام هر چه دارم با ............ . قسمت کنم .
6 . ............ خیلی مرا از نظر عاطفی حمایت میکند .
7 . ............ . را از نظر عاطفی خیلی حمایت می کنم .
8 . با ........... خیلی خوب ارطباط بر قرار می کنم .
9 . در زندگی خود خیلی به ........... بدهکار هستم .
10 . خیلی خودم را به ............ ... نزدیک احساس می کنم .
11 . با ............ روابط بسیار خوشایندی دارم .
12 . به نظر خودم ............را خیلی خوب درک می کنم .
13 . ........... مرا خیلی خوب درک می کند .
14 . فکر می کنم که می توانم به ......... افتخار کنم .
15 . برخی اسرار خودم را در اختیار ........ می گذارم .
16 . هیچ چیزی مرا به اندازه دیدن ............ بر نمی انگیزد .
17 . تعجب می کنم که در طول روز نیز خواب ......... را می بینم .
18 . رابطه من با ......خیلی روانتیک است .
19 .شخصا ........ را خیلی جذاب می دانم .
20 .به نظر من ............ یک فرد ایده ال است .
21. اصلا نمی توانم فکر کنم که فرد دیگری مثل ...... بتواند مرا اینقدر خوشحال کند .
22. تر جیح می دهم با ...... باشم نه با هر کس دیگری .
23 .هیچ چیزی مهمتر از رابطه من با ......... نیست.
24. مخصوصا دوست دارم با ........... رابطه فیزیکی داشته باشم .
25 .در رابطه من با ......... تقریبا سحر و جادو وجود دارد .
26 .واقعا ......... را می پرستم .
27 .نمی توانم بدون ........... زندگی کنم .
28 .رابطه من با ............ . خیلی هوس انگیز است .
29 . وقتی فیلمهای عاشقانه نگاه می کنم و وقتی رمانهای عشقی می خوانم به یاد ........... می افتم .
30 . در مورد .......... همیشه خیال پردازی می کنم .
31. متقاعد شده ام که ............ . را دوست دارم .
32 .تلاش من این است که رابطه ام را با .......... حفظ کنم .
33 به علت تعهدی که نسبت به ......... دارم اجازه نمی دهم کسی بین ما دخالت کند .
34 .معتقدم که رابطه من با ........... همیشه ثابت خواهد ماند .
35 . هیچ چیزی نمی تواند در تعهد من نسبت به ........... خلل وارد کند .
36 . عشق من نسبت به ............ تا آخر عمر م باقی خواهد ماند .
37. همیشه نسبت به ........ احساس مسئولیت خواهم کرد .
38 . تعهد من نسبت به ........... بسیار سفت و سخت است .
39 . نمی توانم تصور کنم که بین من و .......... فاصله بیفتد .
40 .در مورد عشق خود نسبت به ............ تردید ندارم .
41 . رابطه خودم را با .......... دائمی می دانم .
42 . رابطه خودم را با ............ .. یک تصمیم گیری عاقلانه می دانم .
43 . خودم را نسبت به ........... مسئول می دانم .
44 . تصمیم دارم به رابطه خود با ........... ادامه دهم .
45 . حتی زمانی که ........... رفتار نا مناسب دارد سعی می کنم رابطه خود را با او حفظ کنم .
نمره گذاری :
15 جمله اول صمیمیت. 15 جمله بعدی هوس. و 15 جمله آخر ی تعهد را منعکس می کنند .اعدادی را که در جلو هر گروه 15 جمله ای گذاشتید جمع کنید تا سطح شما در سه عنصر عشق معلوم شود .
برای تفسیر نتایج خود می توانید به درجه بندی زیر نگاه کنید .
مقایسه نتایج خود با نتایج دیگران ( هنجار ها )
| |||||||||||||||||||||||||||
با ارزیابی شدت نسبی سه عنصر عشق می توانید از تفسیر های زیر کمک بگیرید تا بدانید که معشوق خود را چقدر دوست دارید .
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------
فقدان عشق: در این نوع رابطه هیچ یک از عناصر عشق و جود ندارد.این رابطه را در زندگی روزانه با مردم عادی داریم . اگر احساستان درباره معشوقتان از این نوع باشد می توان گفت رابطه تان در معرض خطر است .
همدلی: این احساس زمانی دست می دهد که هوس و تعهد به مقدار کم حضور داشته باشند . اما صمیمیت در حد بالایی باشد . این احساس رامعمولا در مورد دوستان صمیمی داریم .
وسوسه یا شور و شوق :از ویژگی های روابطی است که در آنها هوس شدید است اما صمیمیت و تعهد در سطح ضعیفی قرار دارند.
عشق خالی :زمانی احساس می شود که تعهد قوی باشد اما هوس و صمیمیت در سطح پایینی قرار گیرند .
عشق رمانتیک :هوس و صمیمیت شدید است اما به اندازه کافی زندگی مشترک یا تجربه مشترک ندارند تا متقابلا احساس تعهد کنند .
عشق عاطفی : صمیمیت و تعهد شدید است اما هوس ضعیف .
عشق ساده لوحانه :هوس و تعهد بالاست اما صمیمیت ضعیف است .در زوجهایی دیده می شود که یک عنصر مشترک قوی دارند و به همین دلیل تصمیممی گیرند ازدواج کنند حتی اگر یکدیگر را نشناسند . آنها پس از آنکه نسبت به هم متعهد می شوند احساس صمیمیت می کنند . گاهی هم احساس می کنند همدیگر را دوست ندارند .
عشق آرمانی :این عشق کامل سه عنصر را به طور سخاوتمندانه در خود دارد .همانطور که اشترنبرگ می گوید : رسیدن به این مرحله خیلی آسانتر از نگهداشتن آن است . "ایا می توانید عشق آرمانی داشته باشید شما و همسرتان ؟!


